تبليغاتX
هر آنچه زیباست ...
هر آنچه زیباست ...

روزگار غریب

آنروز که همه به دنبال چشمان زیبا هستند

 تو به دنبال نگاه زیبا باش


"دکتر علی شریعتی"

هر چه قفس تنگ تر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود

 

نوشته شده در شنبه 13 مهر1387ساعت 3 قبل از ظهر توسط آلاله |

بدون شرح

 
 
این عکس می تواند عکس قرن باشد. عکس جنین 21 هفته ای به نام ساموئل الکساندر که در داخل رحم مادر احتیاج به عمل جراحی پیدا کرد و اگر از رحم خارج می شد ممکن نبود زنده بماند. دکتر برنر جراح این عمل بزرگ بودند و جنین را در داخل رحم مورد جراحی قرار دادند. در حین عمل جراحی جنین دست کوچکش را از شکافی که دکتر ایجاد کرده بود بیرون آورد و انگشت پزشک معالجش را فشرد و عکاس این صحنه ناباورانه را در تاریخ ثبت کرد. دست پسرک کوچکی که برای حس قدرشناسی از رحم بیرون آمد و انگشت دکتر را به خاطر تشکر، فشرد..

نوشته شده در سه شنبه 9 مهر1387ساعت 2 قبل از ظهر توسط آلاله |

http://aycu31.webshots.com/image/44510/2001819725387170947_rs.jpg


شب هاي دراز بي عبادت، چه كنم
طبعم به گناه كرده عادت چه كنم
گويند كريم است و گنه مي بخشد
گيرم كه ببخشد زخجالت چه كنم...

نوشته شده در جمعه 5 مهر1387ساعت 3 قبل از ظهر توسط آلاله |

تقديم به دوستان گلم

 

سلام به تمامي دوستان گلم ! هميشه سنگ صبور من بودي و هميشه با حضور پر مهر و محبتتون باعث شدي كه وبلاگم رو به روز كنم و سعي كنم بهتر باشه .

و جا داره اينجا از دوست و داداشی خيلي خوبم (فرزند كوهستان ) تشكر كنم

 براي قالب قشنگي كه به هم هديه داده اند ازتون بي نهايت متشكرم .

رفیق من سنگ صبور غمهام

به دیدنم بیا که خیلی تنهام 

تقديم به تمامي دوستانم

هر زمان که عشق اشارتی به شما کرد در پی او بشتابید،

هر چند راه او سخت و نا هموار باشد 

و هر زمان بالهای عشق شما را در بر گرفت خود را به او سپارید،

هر چند که تیغهای پنهان در بال و پرش ممکن است شما را مجروح کند .

و هر زمان عشق با شما سخن گوید او را باور کنید،

هر چند دعوت او رویاهای شما را چون باد مغرب در هم کوبد و باغ شما را خزان کند.

زیرا عشق چنانکه شما را تاج بر سر می نهد به صلیب نیز می کشد.

و چنانکه شما را می رویاند شاخ و برگ شما را هرس می کند .

و چنانکه تا بلندای درخت وجودتان بالا میرود و ظریف ترین شاخه های شما را که

در آفتاب می رقصند نوازش می کند ،

همچنین تا عمیق ترین ریشه های شما پایین می رود و آنها را که به زمین چسبیده اند

تکان می دهد.

عشق با شما چنین رفتارها می کند تا به اسرار قلب خود معرفت یاببد

و بدین معرفت با قلب زندگی پیوند کنید و جزئی از آن شوید . 

اما اگر از ترس بلا و آزمون ، تنها طالب آرامش و لذتهای عشق باشید،

خوشتر آنکه عریانی خود را بپوشانید

و از دم تیغ خرمنکوب عشق بگریزید ،

به دنیایی که از گردش فصلها در آن نشانی نیست؛ 

جایی که شما می خندید اما تمامی خنده خود را بر لب نمی آورید

و می گریید اما تمامی اشکهای خود رافرو نمی ریزید.

عشق هدیه ای نمی دهد مگر از گوهر ذات خویش .

و هدیه ای نمی پذیرد مگر از گوهر ذات خویش . 

عشق نه مالک است و نه مملوک ،

زیرا عشق برای عشق کافی است .

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 3 قبل از ظهر توسط آلاله |

  اگه با دلت کسی یا چیزی رو دوست داشتی زیاد جدی نگیرش چون کار دل دوست داشتنه ... درست مثل کار چشم که دیدنه ... ولی اگر کسی رو با عقلت دوست داشتی بدون داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه !!!

افلاطون

 سعی نكنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم ، بكوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم

کارلایل

راه نفوذ در دیگران دانستن آرزوهایشان است 

 دیل كارنگی

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشکن: اعتماد ، قول ، رابطه و قلب زيرا وقتی اين ها می شکنند صدا ندارند ! ولی درد بسياری دارند

  هرگز به كسي كه دوستش داري نگو دوستت دارم

ويكتور هوگو

 

 

نوشته شده در سه شنبه 26 شهریور1387ساعت 1 قبل از ظهر توسط آلاله |

امید

چهار شمع به آهستگي مي سوختند،

در آن محيط آرام صداي صحبت آنها به گوش مي رسيد 

 شمع اول گفت : من صلح و آرامش هستم،

هيچ کسي نمي تواند شعلهَ مرا روشن نگه دارد من باور دارم که به زودي

مي ميرم.......سپس شعلهَ صلح و آرامش ضعيف شد تا به کلي خاموش شد.

 شمع دوم گفت:من ايمان واعتقاد هستم،

ولي براي بيشتر آدم ها  ديگر چيز ضروري در زندگي نيستم پس دليلي وجودندارد

 که ديگرروشن بمانم.........سپس با وزش نسيم ملايمي ايمان نيز خاموش گشت

شمع سوم با ناراحتي گفت:من عشق هستم ولي توانايي آن را ندارم که ديگر روشن بمانم،انسان ها من را در حاشيه زندگي خود قرار داده اند و اهميت مرا درک نمي کنند،آنها حتي فراموش کرده اند که به نزديک ترين کسان خود عشق بورزند..............طولي نکشيد که عشق نيز خاموش شد

ناگهان کودکي وارد اتاق شدو سه شمع خاموش را ديد،گفت:چرا شما خاموش شده ايد،همه انتظار دارند که شما تا آخرين لحظه روشن بمانيد.........سپس شروع به گريه کرد...........پــــــــس 

شمع چهارم گفت:نگران نباش تا زماني که من وجود دارم ما مي توانيم بقيه شمع ها را دوباره روشن کنيم،مـن امـــيد هستم

با چشماني که از اشک و شوق مي درخشيد.....کودک شمع اميد را برداشت و بقيهَ شمع ها را روشن کرد  نور اميد هرگز نبايد از زندگي شما محو شود

هر يک از ما در اين صورت مي توانيم اميد،ايمان،آرامش و عشق را در  خود

زنده نگه داريم

 آري...

تا شقايق هست زندگي بايد کرد...!

 

نوشته شده در پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 1 قبل از ظهر توسط آلاله |

2mi2p9u.jpg

می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟

 چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی

اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی

 که نمی خوای از دستش بدی



 

نوشته شده در یکشنبه 17 شهریور1387ساعت 1 قبل از ظهر توسط آلاله |

مهمانی خدا

ماه رمضان مبارک

ماه مبارک رمضان  مبارک

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

روزه گرفتن در گرما، جهاد است.

بحار الانوار، ج 96، ص 257

ص 162

واقعا که ماه رمضان حال و هوای خوبی داره خیلی از امدن ماه رمضان خوشحالم

انگارصد ساله منتظریه گمشده باشم

ماه های رمضان پر از بهترین خاطرات خوش زندگیم !

 

نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 1 قبل از ظهر توسط آلاله |

فقط بگو خدا

داستان را در دلتان با صدای بلند و با توجه بخوانید. مطمئنا تا سال ها آن را در خاطر خواهید داشت.
داستان درباره یك كوهنورد است كه می خواست از بلندترین كوه ها بالا برود او پس از سال ها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز كرد ولی از آنجا كه افتخار این كار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از كوه بالا برود.
او سفرش را زمانی آغاز كرد كه هوا رفته رفته رو به تاریكی میرفت ولی قهرمان ما به جای آنكه چادر بزند و شب را زیر چادر به شب برساند، به صعودش ادامه داد تا این كه هوا كاملاٌ تاریك شد.
به جز تاریكی هیچ چیز دیده نمیشد سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمیتوانست چیزی ببیند حتی ماه وستاره ها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند .پ كوهنورد همانطور كه داشت بالا میرفت، در حالی كه چیزی به فتح قله نمانده بود، ناگهان پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط كرد..
سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و بد زندگیاش را به یاد میآورد. داشت فكر میكرد چقدر به مرگ نزدیك شده است كه ناگهان احساس كرد طناب به دور كمرش حلقه خورده و وسط زمین و هوا مانده است.
حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط كاملش شده بود. در آن لحظات سنگین سكوت، چارهای نداشت جز اینكه فریاد بزند:
“خدایا كمكم كن”. ناگهان صدایی از دل آسمان پاسخ داد از من چه میخواهی ؟ - نجاتم بده.
- واقعاٌ فكر میكنی میتوانم نجاتت دهم.
- البته تو تنها كسی هستی كه میتوانی مرا نجات دهی.
- پس آن طناب دور كمرت را ببر
برای یك لحظه سكوت عمیقی همه جا را فرا گرفت و مرد تصمیم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و آن را رها نكند.
روز بعد، گروه نجات آمدند و جسد منجمد شده یك كوهنورد را پیدا كردند كه طنابی به دور كمرش حلقه شده بود در حالیكه تنها یك متر با زمین فاصله داشت!!
و شما؟ شما تا چه حد به طناب زندگی خود چسبیده اید؟ آیا تا به حال شده كه طناب را رها كرده باشید؟
هیچگاه به پیامهایی كه از جانب خدا برایتان فرستاده میشود شك نكنید.
هیچگاه نگویید كه خداوند فراموشتان كرده یا رهایتان كرده است.
هیچگاه تصور نكنید كه او از شما مراقبت نمیكند و به یاد داشته باشید خدا همواره مراقب شماست.


نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت 2 قبل از ظهر توسط آلاله |

جرأت کن که خودت باشی .
پشتکار ! تنها مرز بین شکست و پیروزی است .
از تمبر یاد بگیر که تا رسیدن به مقصد به نامه می چسبد .
اندیشه حقیر ، انسان را حقیر نگه می دارد !
بزرگ بیندیشید تا بزرگ شوید !
همواره به خاطر بسپار : ناممکن وجود ندارد .
دو گروه قادر به تغییر افکارشان نیستند : احمق ها و مردگان !
اعتراف به ایمان یک انسان در اعمال اوست نه در گفته هایش .
تنها ذهن های پاک به خرد الهی دست می یابند !
وقتی در جستجوی خودت باشی ، خداوند را در کنارت احساس می کنی .
کسی که می پرسد تا پنج دقیقه احمق است ولی کسی که نمی پرسد برای همیشه احمق است .
کسی که می بخشد قلب خودش را می شوید و معطر می کند !
بعضی اوقات روباه باش که دام ها را تشخیص دهی و گاهی شیر باش که گرگ ها را بترسانی .
وقتی در جستجوی خودت باشی ، خداوند را در کنارت احساس می کنی .
بزرگترین اشتباه ما در این است که پیوسته از اشتباه کردن واهمه داشته باشیم !
اگر میخی در مسیر حرکت لاستیک ماشین باشد ، باعث پنچر شدن چرخ های آن می گردد ، دو واژه " من " و " مال من " میخ هایی هستند که باعث پنچر شدن چرخ پیشرفت معنوی انسان می گردد !
هدف ما باید در زندگی مشخص باشد : آموختن و عشق ورزیدن !
زیربنای عشق آزادی است . اجبار عشق را پژمرده می کند !
خداوند در ذهن ساکن نیست ، بلکه در دل حضور دارد ، برای شناخت او از دل کمک بگیر !
بدون تزکیه و پاک کردن در خود ، تکرار نام خداوند تنها به هدر دادن وقت است !
اگر تو تجربه ای از عشق نداشته باشی ، آن وقت هیچ تجربه ای از عبادت نخواهی داشت !
گنج تو در وجود توست ، جای دیگر دنبال آن نباش .
عشق کیمیاگری است .
تنها آن چه را که تجربه کرده ای از آن توست !
به خاطر بسپار : عشق آموختنی است !
کسانی که ترس را لمس نکرده اند ، شجاعت را نخواهند آموخت !
یگانگی خود را بپذیر ، نادانی خود را بپذیر ، مسئولیت خود را بپذیر و سپس معجزه را ببین !
انسان بدون از دست دادن منظره ساحل برای مدتی طولانی ، سرزمین های تازه را کشف نمی کند !
هر چیزی را که در این جهان از دست بدهی ، معادل یا بهترش را به تو خواهند داد !
به زندگی پس از مرگ کاری نداشته باش ، دغدغه ات باید حیات پیش از مرگ تو باشد !
بشریت رشد خود را مدیون گروهی انگشت شمار است و نه گروه های بی شمار مردم !
زندگی هدیه ای حاضر و آماده نیست ، تو وارث همان حیاتی هستی که خود آفریده ای !
اگر می خواهی با عشق زندگی کنی ، بایستی آن را با دیگران تقسیم کنی

نوشته شده در چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت 0 قبل از ظهر توسط آلاله |
درباره وبلاگ

سلام !
اولین روز وبلاگم روز والنتاین هستش .
اگر می خوای در قلبی نفوذ کنی لبخند زدن رو فراموش نکن .

زندگي را مي توان درغنچه ها تفسير کرد
با نگاه سبز باران عشق را تعبير کرد
زندگي راپر ز احساس کبو تر ها نمود
کينه را با نگاه ساده اي زنجير کرد
همچو شبنم چشم را درچشم شقايهاگشود
طرح يک لبخند را بر برگ گل تصوير کرد
زندگي را مي توان در خلوت هر صبحدم
با وضوئي با دعايي با خدا تقدير کرد

نویسندگان

پیوند روزانه

آرشيو پيوند روزانه
امکانات

powered by
BLOGFA.COM