در کتاب گفتگو با خدا نوشته نیل دونالد والش چنین می گوید:
اصل این است:
من هستم
من در نسیمی که موهای تو را نوازش می دهد، در خورشیدی که تو را گرم می کند. در بارانی که بر گونه هایت می نشیند وجود دارم .
درشمیم گلهایی که فضا را عطر آگین می کند در گلی که رایحه آن در هوا پراکنده می شود و در هوایی که رایحه گلها را در همه جا پخش می کند حضور دارم.
من ابتدای هر فکر ،و انتهای آخرین فکر تو هستم .من فکر و ایده ای هستم که تابناکترین لحظه تو را درخشندگی می بخشد .من شکوه ناشی از شکوفایی آن لحظات می باشم من احساسی هستم که به زیباترین خدمتی که تو در زندگیت انجام دادی، جلوه ،گرمی و روشنی می بخشد. من بخشی از تو هستم که بارها و بارها آن احساس گرانبها را که بوی الوهیت می دهد آرزو کرده است .
هر عملی،هر تشریفاتی،هرگونه مراقبه،فکر،آهنگ،کلمه،نمایش و خلاصه هر کاری که تو را به من (مربوط می سازد)و نزدیک می کند،آن را انجام بده.
آن را به یاد من انجام بده.